كه در عبري بهصورت قسلاري نوشته ميشود. ابراهيم ممكن است پسر داود بن ابراهيم كَسلَري (سيزدهم ـ 2،
مقدمه 2، 1744) باشد، كه نام پدربزرگش ظاهراً يَحـصْـئيل بوده، نه ابراهيم.
ابراهيم بن داود در ناربُـن زاده شد، ولي در حدود 1322 ـ 1329 و احتمالاً تا 1349 در بسالو، نزديك پرپينيان ميزيست. او معلم موسي بن يوشع ناربُني بود.
او سه يا چهار كتاب طبي نوشت:
1. برگ سبز (يا برگ شفا) رساله دربارهٴ تبها در پنج مقاله، 1326.
2. رساله درباب تب طاعون و ساير تبها تأليف در سال 1329 يا مقارن طاعون سياه سال 1349.
3. قانون فصد.
4. كسي كه دچار بيماري است.
موسي بن يوشع ميگويد كه استادش ابراهيم همهٴ نسخههاي قرابادين رازي را پس از ترجمه به لاتيني شناسايي كرده بود. معني اين حرف معلوم نشد. ممكن است موسي با لاتيني بيش از عربي آشنايي داشته، ولي
قرابادين قبلاً توسط موسي بن تبون در سال 1257 به عبري ترجمه شده بود (مقدمه 2، 1736). ممكن است ابراهيم اين نسخه را بهعنوان تمريني در زبان و حافظه ترجمه كرده باشد.
2. شبـه جـزيـرهٴ اسپـانيـا
سـمـوئيـل بـن وَقَـر
سموئيل بن وقر يا هُـواكار اخترگو، پزشك و كارشناس مالي يهودي اسپانيايي. او پزشك و خزانهدار آلفونسوي يازدهم (شاه كاستيل 1312 ـ 1350) بود. در سال 1327 و شايد 1333 هنوز در طليطله زندگي ميكرد.
ممكن است او همان كسي باشد كه كتاب مجهولالموٴلف الطب القشتالي الملوكي في الامور العلميه را نوشته و آن كتابي است حاوي دستورهاي عملي در 10 فصل: 1) استفاده از گوشت؛ 2) استفاده از شراب؛ 3) خونگيري؛ 4) بادكش گذاشتن؛ 5) مسهل خوردن؛ 6) استحمام؛ 7) داروهاي قيآور؛ 8) نوشابههاي سرد؛ 9) بيماريهاي ويژهٴ كشورهاي مختلف؛ 10) غذاي مناسب بيگانگاني كه در آن كشورها زندگي ميكنند. (فصلهاي 9 و 10 به بررسي بيماريهاي منطقهاي يا جغرافياي پزشكي اختصاص دارد و شايد مهمترين بخش كتاب است.) موٴلف آن كتاب عربي از يهوديان طليطله بوده كه يك بار توانسته فرديناند چهارم شاه جوان كاستيل (شاه1295 ـ 1312) را معالجه كند و آن معالجه را در كتاب ذكر كرده است. فرديناند (فرناندز) چهارم در سال 1285 زاده شد وبه همين دليل احتمالاً تا حدود 1305 و حتي بعد از آن جوان ناميده ميشد. همين اصطلاح در متن عربي ديده ميشود.